تبليغاتX
ویسکی
ویسکی
 

وای خدایا   ِ شیخ شهوت پرست          مرد خدایی که به منبر نشست

او به گمان است که ز دوزخ برست         وای اگر خشم تو آید به دست

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 توسط سام

قـــدم دریــــغ مـــــدار از جنــــازۀ حــــافظ

که گرچه غرق گناه است ، می رود به بهشت

پل کچرین

دبیر مقالات ورلد پرس

بیروت٬ لبنان

28 نوامبر 2004

شهرت شیراز در سراسر جهان به خاطر انگور سرخی است که شراب شیراز را از آن درست می کردند. امّا از انقلاب اسلامی ِ سال 1979 ، شراب و سایر نوشیدنیهای الکلی در ایران ممنوع شده است. چنین ممنوعیّتی شامل ارجاع به شراب در آثار برخی از مشاهیر شعر ایران نیز شده است. ولی حقیقت این است که اشعار شمس الدّین حافظ و عمر خیّام اصلاً ممنوع نشده است و حتّی این دو شاعر رسماً بازخوانی و تعبیر و تفسیر گشته اند.

 

بر خلاف غیرقانونی بودن و  سانسور نمایش ، اشاره و یا مصرف شراب و الکل در ادبیات معاصر غرب ، فیلم و یا سایر رسانه های فرهنگی توسّط جمهوری اسلامی ، آوازۀ خیّام و حافظ ، آثارشان را در تهاجمی که انقلاب اسلامی در پی داشت ، باقی و تقریباً سالم نگاه داشت.

 

حافظِ قرن 14 ، یکی از بزرگترین شعرای پارسی است که در ایران ، به اندازۀ شکسپیر ِ انگلیسی زبانان ، قدر و منزلت دارد.

 

وجود آرامگاه حافظ در بوستان زیبایی از درختان سرو و فوّاره های آب که یکی از مهمّترین تفرّجگاههای ایران است ، نشاندهندۀ محبوبیّت این صوفی شیرازی است. خانواده ها هنگام سفر به شیراز ، در آرامگاه حافظ جمع می شوند و در این بوستان گرد هم می آیند یا اینکه ، همراه با بلندگوهای بوستان ، اشعاری از حافظ را می خوانند.

 

آرامگاه و مزار خیّام ، شاعر و دانشمند قرن دهم ، در شرق ایران ، غرب مشهد و در شهر نیشابور قرار دارد و مانند حافظ هرساله هزاران ستایشگر او به مزارش می روند.

 

دست آخر اینکه ، حافظ و خیّام ، علیرغم مطالب طنزآلودشان دربارۀ مذهب ، چنان محبوب و استوار در گذشته و حال هستند که رویاروی قلم سانسور ایستاده اند.

 

هم در آثار حافظ و هم در آثار خیّام ، مزایای شراب ارج نهاده شده است و گهگاهی نیز روحانیّت سنّتی به سُخره گرفته شده است.

 

حافظ در دیوانش می سراید:

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی

دام تــزویــــر مـــکن چـــون دگـــران قــرآن را

 

خیّام در دیوانش می سراید:

...

 

 

 

چرا ملّایان تهران چنین شعری را تحمّل می کنند ، در حالیکه سایر قالبهای ادبی به علّت نام بردن الکل ممنوع و یا سانسور شده اند. چه مضمونی کفرآمیز است؟با دانشجویان و جوانان شیراز و شهرهای دیگر صحبت کردم و پاسخی جالب شنیدم.

 

سوای محبوبیّت حافظ و خیّام که همیشه مجاز بودن آثاراشان را تضمین می کند ، گویا باور عمومی این است که حافظ و خیّام واقعاً شراب نمی نوشیدند.

 

ذکایی: " نوشیدنی ، آبمیوۀ غیرالکلی است تا انسان را به خدا نزدیک تر کندو به مقامی بالاتر برساند. به ما اینطور یاد داده اند. فکر نکنم که شراب باشد." دربارۀ لغات " مست " و " میخانه " که در همان غزل شرابی حافظ آمده بود پرسیدم. ذکایی ادّعا کرد : " مست؟ بله. مست از خدا و روح خدا .منظور از میخانه هم ، خانۀ خدا یا مدرسۀ مذهبی است . "

 

راهنمای تور مسعود نعمتعلی 24 ساله بود که می گفت در مدارس بر پیشینۀ اسلامی حافظ تأکید می شود و اینکه حافظ در جوانی ، حافظ قرآن بوده که البتّه در آن زمان کار خاصّی نبوده چراکه حفظ قرآن مانند الآن بخش لاینفکّ فرهنگ اسلامی بوده است. علی می گفت: " منظور حافظ ، شراب نیست. حافظ شراب نمی خورد. حافظ مسلمان مقیّدی بود. "

 

خیّام چطور؟

 

" خیّام هم شراب نمی خورد. آدم نمی تواند که هوشیار نباشد و با افکار مغشوش شعر بنویسد. انسان نمی تواند به یاد خدا باشد. ولی اشعار خیّام را به اندازۀ حافظ مطالعه نکردیم. "

 

در ایران ، خیّام ِ ریاضیدان و منجّم ، شناخته شده تر از خیّام ِ شاعر است. به هر حال خیّام محاسبات ریاضی ای انجام داد که اصلاحگر تقویم پارسی ای است که تابه امروز استفاده می شود. برعکس شاید رباعیّات خیّام ، مشهورترین منظومۀ شرقی در اروپا و آمریکای شمالی است و علّت آن هم ترجمۀ ادوارد فیتزجرالد در سال 1859 است که باعث محبوبیّت شدیدآن در اواخر قرن نوزده شد. رمّان سمرقند ، نوشتۀ نویسندۀ لبنانی به نام امین مألوف هم شهرت خیّام ِ شاعر و دانشمند را در خارج از ایران افزایش داد.

 

با این حال ، طبق پیشینۀ تاریخی و نوشته های او ، خیّام یقیناً شراب می نوشیده است :

 

خیّام اگر زیاده مستی خوش باش

با ماه رخی اگر نشستی خوش باش

 

چون عاقبــت ِ کار جــهان نیستی است

انگار که نیستی ، چو هستی خوش باش

 

حسن فایزی ، 45 ساله ، مغازه داری شیرازی است که با آثار هردو شاعر به خوبی آشناست. می گوید: "البتّه که خیّام شراب می نوشیده ؛ شکّی نیست.ولی در مورد حافظ حرف و حدیث بسیار است. "

 

شاید شراب سمبل است. سمبلی از اشعار عرفانی صوفیان. در دیوان حافظ ، نشانه های فراوان و اشارات مختلفی به قرآن و تاریخ ارجاع داده شده است.برخی مورّخین موافق این برداشتند که به علّت غلبۀ افکار و عقاید صوفیان در آن زمان ، اشعار حافظ اشاره به حضوری قدسی دارد که در جلوه های گوناگون زندگی حس می شود. بنابراین ، شراب سمبلی از خلسۀ روحانی است و میخانه ، خانقاه صوفیان.

 

دیگران عقیده دارند که صوفی گری ، وجه غالب تمامی سمبل ها و واژگان اشعار حافظ نیست و خواننده باید تصمیم بگیرد که چه چیز تصریح شده و چه چیز سمبل است.

 

تفسیر حافظ به کنار ، گویا سیستم آموزشی ایران ، در اشاره به سمبلیسم صوفیان و تمرکز بر وجه علمی خیّام ، غرض دارد.

 

ولی حافظ در زندگی و پس از مرگ ، هرگز با روحانیون سنّتی میانه ای نداشته است. آنان از تدفین شرعی او ممانعت کردند ؛ امّا پس از اینکه با اعتراض مردم شیراز روبرو شدند ، تصمیم گرفتند تا از خود ِ دیوان بخواهند تا در این مورد تصمیم بگیرد. پسرکی انتخاب شد تا بیتی از اشعار حافظ را تصادفاً انتخاب کند. پسرک ، بیانی دندان شکن را خطاب به روحانیون سنتی انتخاب کرد که امروز نیز مانند آن زمان کاربرد دارد:

 

قـــدم دریــــغ مـــــدار از جنــــازۀ حــــافظ

که گرچه غرق گناه است ، می رود به بهشت

 

حافظ سرانجام دفن شد ، ولی شیراز از شراب محروم است.

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم آبان 1388 توسط سام

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 توسط سام